روند تغییرات صنایع و شرکت‏های فورچون جهانی 500 (2005 - 2017)

گروه مشاوران مدیریت و مطالعات راهبردی تدبیر  ۱۳۹۷/۰۴/۲۳
  فایلهای مرتبط
روند تغییرات صنایع و شرکت‏های فورچون جهانی 500 (2005 - 2017)
خلاصه مدیریتی
  • بررسی داده‌های حاصل از جداول رتبه ‏بندی سالانه شرکت‏های برتر جهانی ‏فورچون 500 نشان می­دهد که سهم کشورهای در حال توسعه از شرکت‌های بزرگ جهانی در گذر زمان افزایش یافته است.
  • پایین‌ترین درآمد گزارش شده در لیست ‏فورچون جهانی 500 در سال 2017 در حدود 22 میلیارد دلار بوده است و طبق گزارش سازمان مدیریت صنعتی، بزرگترین شرکت ایران از لحاظ درآمد (بانک ملی ایران) در سال 1395 (2016) در حدود 8 میلیارد دلار درآمد داشته است.
  • نرخ رشد پانصدمین شرکت حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 از سال 2005 تا سال 2017، قریب به مثبت 6 درصد بوده است. اما نرخ رشد بانک ملی به عنوان بزرگ­ترین شرکت ایرانی،  منفی 8.5 درصد بوده است. البته قسمتی از این کاهش به خاطر تغییر شدید نرخ ارز در چند سال گذشته است. اگر تعدیل­های اخیر نرخ ارز  را در این امر لحاظ کنیم شرایط بسیار بدتر خواهد شد.
  • بررسی ‏ها نشان می‏دهد، کشورهای در حال توسعه با یک سری صنایع خاص وارد لیست ‏فورچون جهانی 500 شده‌اند. در واقع کشورهای در حال توسعه بیشتر با صنایعی چون انرژی، گروه محصولات غذایی، ساخت مهندسی، تجهیزات الکترونیک، فلزات اساسی، معدن و تولید نفت خام قدرت گرفته‌اند.
  • طبق گزارش سازمان مدیریت صنعتی در سال 1395، 100 شرکت برتر ایران درآمدی معادل 30 درصد GDP ایران داشته‌اند. در مقام مقایسه، 15 شرکت بزرگ کره جنوبی در سال 2017 درآمدی معادل 50 درصد GDP این کشور را تولید کرده‌اند.
  • با توجه به بررسی‌های لیست فورچون جهانی 500 و بررسی مزیت­ها بهترین صنایع برای سرمایه‌گذاری در ایران صنایع تولید و پالایش نفت، تولید فلزات اساسی، بانکداری و بیمه و خدمات مبتنی بر اینترنت است.

اصل مقاله - کلیک کنید

 

 

1- مقدمه
فورچون جهانی ۵۰۰ (Fortune Global 500) که با عنوان جهانی ۵۰۰ نیز شناخته می‌شود، رتبه‌بندی سالانه از ۵۰۰ ابرشرکت در سراسر جهان را ارائه می‏دهد، که از طریق محاسبه درآمد سالیانه آن‌ها، انجام می‌گیرد. این فهرست، سالانه توسط موسسه فورچون منتشر می‌شود. تا سال ۱۹۸۹ این فهرست، فقط شرکت‌های صنعتی خارج از ایالات متحده را شامل می‌شد و تحت عنوان ”گلوبال ۵۰۰“، نامیده می‌شد. بنابراین از سال 1990 فهرست دیگری به‏نام "فورچون گلوبال ۵۰۰" ایجاد شد که به آن شرکت‌های آمریکایی نیز اضافه شدند. از سال 1995 تا به حال به فرم کنونی منتشر شده و شرکت‌های خدمات مالی و خدماتی را نیز در بر می‌گیرد.

 

2- نگاه کلی به لیست ‏فورچون جهانی 500
نمودار 1 نشان می‌دهد که اگر دهک‌های درآمدی برای این لیست تعیین کنیم، دهک اول درآمدی مجموعا 8000 میلیارد دلار در سال 2017، 9400 میلیارد دلار در سال 2015، 7000 میلیارد دلار در سال 2010 و 5400 میلیارد دلار در سال 2005 درآمد داشته‌اند. این نشان دهنده افزایش درآمد از سال 2005 تا 2015 و کاهش درآمد در سال 2017 است. همین منوال برای سایر دهک‌های درآمدی نیز صدق می‌کند.
01  نمودار 1. توزیع درآمدی شرکت‌های حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 در سال‌های مختلف

 

نمودار 2 اطلاعات کلی رتبه‌بندی‌ شرکت‌ها را نشان می‌دهد. شایان ذکر است که جمع درآمد تمامی شرکت‌های حاضر در رتبه‌بندی، از سال 2005 تا 2017، از 16700 میلیارد دلار به 27700 میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است.

02

نمودار 2. اطلاعات کلی رتبه‌بندی‌های فورچون جهانی 500

 

با توجه به این که تولید ناخالص جهان (GWP) در این سال‏ها، از 43070، به 79280 میلیارد دلار افزایش یافته است، نسبت مجموع درآمد 500 شرکت برتر جهان ‌به تولید ناخالص جهان با تغییراتی مواجه بوده است. به‏طوری که از سال 2005 تا 2017 حدود 5 درصد افت پیدا کرده است. طبق نظر موسسه فورچون این کاهش سهم به دلیل کاهش رشد اقتصادی جهان بوده است. به هر حال سهم 500 شرکت فورچون جهانی از اقتصاد جهانی در گذر زمان کمتر شده است.

 

3- نگاه به صنایع حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500
در این قسمت شرکت‌های حاضر در لیست بر اساس صنعتی که در آن به فعالیت می‌پردازند طبقه ‏بندی شده و مورد بررسی قرار می‌‌گیرند. جدول زیر توزیع شرکت‌ها بر اساس صنایع موضوع فعالیت را نشان می‏دهد. این جدول تغییرات صنایع مختلف را در سال‌‌ها 2005 تا 2017 را نشان می‌دهد. برخی از صنایع در گذر زمان حذف شده و برخی صنایع جدید نیز وارد این لیست شده‌اند. صنعت خدمات و خرده‌فروشی اینترنتی یکی از این صنایع است که در سال 2015 دو شرکت بسیار مطرحی چون آلفابِت و آمازون را به این جدول معرفی کرده است.

 

جدول 1: توزیع تعداد شرکت‌ها بر اساس صنعت حوزه فعالیت. سال های 2005، 2010، 2015 و 2017

03

 

نمودار 3 تغییرات درآمدی اشاره شده در صنایع حاضر در لیست فورچون جهانی 500 را به صورت بهتری نشان می‌دهد.

04

نمودار 3. مقایسه تغییرات مجموع درآمد صنایع در بازه 2005 تا 2017
 

05

نمودار 4 . تغییرات رتبه و تعداد شرکت‏های حاضر در فورچون جهانی 500 بر حسب صنعت

 

نمودار 4 تغییرات متوسط رتبه و تعداد شرکت‌های حاضر در هر صنعت را در بین سال‌های 2005 و 2017 نشان می‌دهد. اندازه کره‌ها حجم صنعت (درآمد کل صنعت) را نشان می‌دهد و موقعیت آن‌ها در صفحه تابعی از متوسط رتبه و تعداد شرکت‌های حاضر در هر صنعت است. با توجه به این نمودار که 12 صنعت اول فورچون جهانی 500 را در بر دارد، برخی از صنایع در گذر زمان شاهد تغییرات شدیدی در متوسط رتبه یا تعداد شرکت‌ها شده‌اند.

4- نگاه به کشورهای مبدا شرکت‌های حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500
در این بخش توزیع کشورها براساس تعداد شرکت‌هایی که در فهرست ‏فورچون جهانی 500 دارند، مورد بررسی قرار می‌‌گیرد. جدول زیر توزیع مذکور را به تفکیک کشور میزبان مقرر اصلی شرکت‏ها، نشان می‏دهد. طبق این جدول طی این دوره ترکیب حضور کشورها در فهرست ‏فورچون جهانی 500، متحول شده است. به عنوان مثال در سال 2005، 176 شرکت‌ آمریکایی در لیست حضور داشت که این تعداد به 132 شرکت در سال 2017 کاهش پیدا کرده است. همچنین تنها 16 شرکت چینی در لیست سال 2005 حضور داشته‌اند که این رقم به 109 شرکت در سال 2017 ارتقا یافته است. برخی کشورها نیز در گذر زمان از لیست حذف شده یا به آن اضافه شده‌اند.

 

جدول 2. مقایسه سهم تغییرات سهم کشورها در سالهای مختلف

06

 

نمودار دونات (Doughnut) زیر سهم کشورهای مختلف از شرکتهای حاضر در لیست فورچون را نشان می‌دهد. به طوری که حلقه اول (داخلی) برای سال 2005 و حلقه آخر برای سال 2017 می‌باشد. مشاهده می‌شود که سهم کشورهایی چون آمریکا، ژاپن، فرانسه، آلمان و در کل تمام کشور توسعه یافته حاضر در فهرست کاهش یافته و درعوض سهم کشورهایی چون چین، هند و برزیل در گذر زمان افزایش پیداکرده است.
 

07

نمودار 5. مقایسه سهم تغییرات سهم کشورها در سالهای مختلف

 

نمودار 6 نیز سهم قاره‌های جهان از شرکت‌های حاضر در لیست فورچون 50 جهانی را نشان می‌دهد. همان‏طور که مشاهده می‌شود، در سال 2005 قاره آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) با در اختیار داشتن 38 درصد از شرکت‌های حاضر در لیست، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده بودند.

 

08

نمودار 6. سهم قاره‌های جهان از تعداد شرکت‌ها در ‏فورچون جهانی 500

 

اروپا با 35 درصد در رتبه دوم قرار داشت و آسیا با 25 درصد در رتبه سوم. این ترکیب با گذر زمان تغییر کرده است به‏طوری که در رتبه‌بندی سال 2017، قاره آسیا با در اختیار داشتند 40 درصد از شرکت‌های حاضر در لیست، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. سهم قاره‌های آمریکای شمالی و اروپا به 28 درصد کاهش پیدا کرده است. شایان ذکر است از قاره آفریقا هیچ شرکتی در لیست حاضر نبوده و نیست و قاره اقیانوسیه به دلیل عدم حضور شرکت‌های نیوزیلند و پاپوا گینه نو، صرفا نمایدة کشور استرالیا را نشان می‌دهد. 

در نمودار 7 مجموع درآمد شرکت‌های حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 برای برخی از کشورها، با GDP آن‌‌ها مورد مقایسه قرار گرفته است. شایان ذکر است که این مقایسه صرفا اهمیت نسبی وجود شرکت‌های بزرگ در یک کشور را نشان می‌دهد و الزاما به این معنی نیست که این شرکت‌ها چنین سهمی در تولید ناخالص داخلی این کشورها دارند. چرا که غالب شرکت‌های حاضر در لیست فورچون، فعالیت‌های بین‌المللی نیز دارند و در نتیجه قسمتی از درآمد آن‌ها در تولید ناخالص داخلی کشور مبدا لحاظ نمی‌شود. این نمودار نشان می‌دهد که شرکت‌های فرانسوی حاضر در لیست 2017 درآمدی معادل با 66 درصد از GDP این کشور داشته‌اند. در تایوان نیز 6 شرکت حاضر در لیست 2017 درآمدی معادل 49 درصد GDP این کشور داشته‌اند.
 

09

نمودار 7. مقایسه مجموع درآمد شرکت‌های حاضر در لیست با تولید ناخالص داخلی کشور مبدا برای سال 2017

 

در نمودار 8 تغییرات کشورهای برتر در لیست فورچون جهانی 500 از لحاظ تعداد شرکت‌های حاضر در لیست و متوسط رتبه شرکت‌ها در سال‌های 2005 و 2017 مقایسه شده است. با توجه به این نمودار، تعداد شرکت‌های متعلق به کشورهای توسعه یافته (اندازه دایره‌ها) کمتر شده است در حالی که برای کشور چین اندازه دایره چند برابر شده است. نکته مهمی که این نمودار نشان می‌دهد این است که با وجود کاهش تعداد شرکت‌ها، متوسط رتبه برای کشورهایی مثل آمریکا، ژاپن و کانادا کمتر شده است. این امر به دلیل تعلق شرکت‌های تراز اول لیست به این کشورها است به طوری که در گذر زمان رتبه خود را از دست نداده‌اند، و در واقع کاهش تعداد شرکت‌های این کشورها صرفا به حذف شرکت‌های ضعیف‌تر ختم شده است. در این میان، متوسط رتبه برای چین، هند، برزیل و روسیه نیز کاهش یافته است، این امر نشان دهنده صعود شرکت‌های چینی در رتبه‌بندی فورچون است. افزایش متوسط رتبه برای کشورهایی چون آلمان، فرانسه، هلند و سوئیس نشان دهنده این است که این کشورها صاحب شرکت‌های متوسطی در رتبه بندی بوده‌اند و با صعود شرکت‌های چینی، هندی، برزیلی و روسی رتبه این شرکت‌ها بدتر شده است.

 

10

نمودار 8. مقایسه تغییرات کشورها در گذر زمان

 

5- تحلیل عمیق‌تر داده‌ها
به دلیل تغییرات محیط اقتصاد جهانی، در بازه زمانی بین 2005 تا 2017، هم رتبه شرکت‌ها تغییر کرده، هم ترکیب صنایع، هم درآمد شرکت‌ها و هم تعداد شرکت‌ها بر اساس کشور مبدا. توزیع درآمدی شرکت‌ها در گذر زمان متعادل‌تر شده است. این خود به دلیل افزایش رقابت و همچنین ورود شرکت‌های مطرح آسیایی و البته چینی به این لیست است. برخی از صنایع، از لحاظ تعداد شرکت‌های حاضر در لیست، در گذر زمان تغییراتی را نشان داده‌اند. برخی از صنایع نیز در گذر زمان حذف شده و برخی صنایع جدید نیز وارد این لیست شده‌اند.

 

ثبات ترکیب صنایع بیشتر به این دلیل بود که شرکت‌های متعلق به کشورهای در حال توسعه به شدت جای شرکت‌های متعلق به کشورهای توسعه یافته را در این لیست گرفته‌اند. و در حقیقت رقیبان خود در همان صنعت را کنار زده‌اند و به این ترتیب ترکیب کل صنایع حفظ شده است. به عنوان مثال تعداد بانک‌های آلمانی در این بازه زمانی از 9 به 3 کاهش یافته است و تعداد بانک‌ها و موسسات اعتباری چین در همین بازه از 4 به 11 افزایش یافته است. در مورد سایر صنایع نیز چنین اتفاقی رخ می‌دهد. کشورهای در حال توسعه بیشتر در صنایعی چون انرژی، ساخت مهندسی، فلزات اساسی، معدن و تولید نفت خام قدرت گرفته‌اند. در عوض کشورهای توسعه یافته قدرت خود را در صنایعی چون بیمه، پالایش نفت، وسایط نقلیه و قطعات خودرو حفظ کرده‌اند. البته با این که در صنایعی چون بانک و موسسات اعتباری و پالایش نفت، کشورهای توسعه یافته همچنان قدرتمند هستند، ولی افزایش سهم کشورهای ‏در حال توسعه نشان‌گر روندی به سوی برابری در این صنایع است.

 

در طی این بازه سهم کشورها از تعداد شرکت‌های حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 در حال تغییر بود. این تغییر بیشتر به این صورت بود که سهم کشورهای توسعه یافته در گذر زمان کاهش می‌یافت و در عوض سهم کشورهای ‏در حال توسعه افزایش پیدا می‌کرد. این خود نشان دهنده افزایش قدرت اقتصادهای نوظهور جهانی است. همچنین در قسمتی از این گزارش، مجموع درآمد شرکت‌های حاضر در لیست با تولید ناخالص داخلی کشور مبدا آن‌ها مورد مقایسه قرار گرفت. مجموع درآمد شرکت‌های فرانسوی حاضر در لیست سال 2015 معادل 84 درصد GDP این کشور بود. این خود نشان دهنده این است که در یک کشور خاص تا چه اندازه بزرگی شرکت‌‌ها می‌تواند مهم باشد.

 

سهم کشورهای توسعه یافته از لحاظ تعداد شرکت‌های حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 در گذر زمان کاهش یافته است وضع به گونه‌ای دیگر است. در آمریکا به صنعت بیمه، محصولات غذایی، خرده فروشی، بانک‌ها و موسسات اعتباری و عمده فروشی بهای بیشتری نسبت به سایر صنایع داده شده است. در ژاپن صنعت وسایط نقلیه، بیمه، تجهیزات الکترونیک و خدمات بازرگانی مهم‌تر بودند. در آلمان نیز صنعت وسایط نقلیه مهمترین صنعت کشور و صنعت بیمه و بانکداری نیز صنایع مهم آن، در این لیست حضور داشت.
 
می‌توان استدلال کرد که کشورهای ‏در حال توسعه بیشتر تمایل به ورود به بحث انرژی، پالایش نفت، معدن، و تولید فلزات اساسی داشتند. در حالی که کشورهای توسعه یافته به بحث بیمه و بانکداری در کنار صنایع منحصر به فرد خود، علاقه خاصی داشته‌اند.

 

6- ارائه یک نگاه راهبردی
در این گزارش مشاهده شد که سهم کشورهای در حال توسعه از شرکت‌های بزرگ جهانی در گذر زمان افزایش یافته است. در واقع این نشان می‌دهد که ایران نیز می‌تواند به چنین مهمی دست پیدا کند. البته با توجه به این که پایین‌ترین درآمد گزارش شده در لیست ‏فورچون جهانی 500 در سال 2017 در حدود 22 میلیارد دلار بود و این که طبق گزارش سازمان مدیریت صنعتی، بزرگترین شرکت ایران از لحاظ درآمد (بانک ملی ایران) در سال 1395 (2016) در حدود 8 میلیارد دلار درآمد داشت، بایستی سرعت رشد درآمدهای شرکت‌های ایرانی نسبت به سرعت رشد حداقل درآمد ورود به لیست ‏فورچون جهانی 500 بیشتر بشود. البته در سال‌های اخیر بنا به هر دلیلی این نرخ رشد منفی بوده است. در سال 1389 برابر با سال 2010 بزرگترین شرکت ایرانی حاضر در لیست شرکت‌های برتر ایرانی، درآمدی در حدود 12.5 میلیارد دلار داشته است. با گذشت 5 سال، در سال 1394 (2015) درآمد بزرگترین شرکت ایران رقم 9.5 میلیارد دلار بود. و در سال 1395 بزرگترین شرکت ایرانی درآمدی در حدود 8 میلیارد دلار داشته است. این خود نشان دهنده یک نرخ رشد منفی 8.5 درصدی می‌باشد. این در حالی است که نرخ رشد درآمد پانصدمین شرکت حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500 از سال 2010 تا سال 2017، قریب به مثبت 6 درصد بوده است.

 

همان‌ طور که بیان شد کشورهای در حال توسعه با یک سری صنایع خاص وارد لیست ‏فورچون جهانی 500 شده‌اند. این خود می‌تواند برای سیاست‌گذاران اقتصاد ایران یک علامت باشد، به طوری که همانند کشورهای در حال توسعه حاضر در لیست ‏فورچون جهانی 500، توجه خود را به صنایع چون انرژی، ساخت مهندسی، فلزات اساسی، معدن و تولید نفت خام مبذول دارند. البته این به معنای افزایش وابستگی اقتصاد به منابع زیرزمینی نیست، در واقع این صنایع با قدرت گرفتن در عرصه‌های بین‌المللی می‌توانند با سرازیر کردن درآمد و منابع مالی فراوان به اقتصاد کشور، محور توسعه سایر صنایع نیز باشند. در واقع با توجه به این که صنایع مطرح شده، زودتر از سایر صنایع در کشورهای در حال توسعه، قدرت گرفته‌اند، شایسته است به نقش این صنایع در پیشرفت اقتصادی کشورها توجه بیشتری شود.

 

طبق گزارش بریتیش پترولیوم (BP, 2016) در سال 2015 ذخایر نفتی اثبات شده ایران برابر با 157 میلیارد بشکه بوده است. از این لحاظ ایران رتبه سوم جهانی را دارا بوده و در حقیقت نزدیک به 10 درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد. در مورد ذخایر گاز طبیعی نیز طبق گزارش این مرجع، ایران دارای 111 تریلیون متر مکعب ذخایر گاز طبیعی است، که از این لحاظ رتبه اول در جهان می‌باشد. ذخایر گاز طبیعی ایران در حدود 18 درصد از ذخایر کل جهان می‌باشد. این سطح از ذخایر می‌تواند یک بستر بسیار مناسبی را برای پرورش شرکت‌های نفتی در ایران ایجاد کند. البته صرفا تولید نفت و گاز خام ارزش افزوده چندانی نخواهد داشت. مهم این است که شرکت‌های ایرانی فعال در عرصه پالایش نفت بتوانند با ارتقای فعالیت‌های خود ارزش افزوده بیشتری را برای اقتصاد کشور ایجاد کنند. در صنایع معدنی نیز ایران دارای یک پتانسیل عظیمی برای توسعه است. سیاست‌گذاران بایستی همانند سایر کشورهای در حال توسعه به تولیدات صنایع معدنی توجه خاصی داشته باشند. چرا که این صنایع بنا به یافته‌های این گزارش یک محور توسعه برای سایر صنایع اقتصاد یک کشور می‌باشد.

 

کشورهای توسعه یافته و همچنین کشورهای درحال توسعه قوی مانند چین به صنعت بانکداری نیز توجه خاصی داشته‌اند. صنعت بانکداری کشور نسبت به سایر صنایع از قدرت نسبی بالایی برخوردار است. به طوری که در رتبه‌بندی سال 1395 از شرکت‌های برتر ایرانی، 25 بانک و شرکت بیمه در بین 100 شرکت اول ایران قرار داشته‌اند. این امر به معنی وجود پتانسیلی برای ارتقای صنعت بانکداری کشور می‌باشد. البته صنعت بانکداری کشور به دلیل مشکلات ناشی از تحریم‌ها و سیاست‌های تکلیفی دولت در وضعیت خوبی قرار ندارد.
نسبت درآمد شرکت‌های فورچون 500 به تولید ناخالص داخلی کشورهای مبدا خود، نشان از قدرت اقتصادی و تاثیر گذاری آن کشور بر اقتصاد جهانی است. شرکت‌های فرانسوی معادل 84 درصد GDP این کشور درآمد داشته‌اند. 8 شرکت تایوانی حاضر در این لیست معادل 60 درصد GDP این کشور درآمده داشته‌اند. همان‌طور که ذکر شده این امر به این معنی نیست که 60 درصد از GDP تایوان در این 8 شرکت خلاصه می‌شود، بلکه به دلیل فعالیت در عرصه جهانی قسمتی از درآمدهای این شرکت‌ها در GDP کشورهای دیگر وارد می‌شود. این خود نوعی قدرت تاثیر گذاری بر اقتصاد سایر کشورها را برای تایوان به ارمغان می‌آورد. حال با توجه به گزارش سازمان مدیریت صنعتی، 100 شرکت برتر ایران درآمدی معادل 30 درصد GDP ایران داشته‌اند. در مقایسه با تایوان این ارقام تفاوت بسیار فاحشی را در قدرت تاثیرگذاری اقتصادی را نشان می‌دهند. برای افزایش نفوذ اقتصادی ایران در عرصه جهانی بایستی چند شرکت بسیار بزرگ که در عرصه بین‌المللی نیز به فعالیت می‌پردازند، داشت. شرکت‌های فعال در زمینه کشف، استخراج و پالایش نفت، بنا به تجربه دیگر کشورهای در حال توسعه، بهترین گزینه برای انجام این مهم می‌توانند باشند.

 

موضوع دیگر ورود و خروج صنایع به داخل لیست فورچون می‌باشد. صنعت خرده فروشی اینترنتی با ورود دو شرکت مطرح آلفابت و آمازون به داخل لیست، در جمع 500 شرکت برتر جهان مطرح شد. این امر نه تنها بحث خرده فروشی اینترنتی را مهم جلوه می‌دهد بلکه توجه را به تمامی فعالیت‌های مبتنی بر اینترنت جلب می‌کند. در همین راستا، به عنوان یک کشور در حال توسعه، ایران می‌تواند با بهبود زیرساخت‌های اینترنت، عرصه را برای ظهور شرکت‌های مطرح ایرانی، نه لزوما در سطح ‏فورچون جهانی 500، هموار کند. در واقع اینترنت می‌تواند یک عرصه‌ای برای جولان شرکت‌های نوپای ایرانی باشد.

 

در کل، می‌توان چنین خلاصه کرد که بهترین صنایع برای سرمایه‌گذاری در ایران صنایع تولید و پالایش نفت، تولید فلزات اساسی، بانکداری و بیمه و خدمات مبتنی بر اینترنت می‌باشند. با توجه به جمعیت جوان این کشور و نرخ بالای تحصیلات دانشگاهی در رشته‌های فنی و مهندسی، و همچنین ذخایر عظیم کشور، پتانسیل برای رشد شرکت‌های ایرانی در سطح جهان وجود دارد. در واقع بایستی سیاست‌هایی برای بهره‌برداری از مزیت‌های نسبی ایران تدوین گردد، به طوری که در آینده شاهد حضور شرکت‌های ایرانی در لیست فورچون 500 جهانی باشیم.
۹۱۸

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.