سرنوشت طرح‌های اشتغال زا در کشور

گروه مشاوران مدیریت و مطالعات راهبردی تدبیر  ۱۳۹۶/۰۷/۲۹
  فایلهای مرتبط
سرنوشت طرح‌های اشتغال زا در کشور


«چکیده»

1- یکی از بزرگ‌ترین معضلات اقتصاد ایران، موضوع اشتغال است. این موضوع یکی از اصلی ترین مسائل استراتژیک ج.ا.ایران طی پنچ سال آتی محسوب می‌شود.

2- اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته، سه طرح مشابه (و البته با مراتب مختلف) را برای ایجاد اشتغال تجربه کرده است. 3- این طرح‌ها نه تنها منجر به اشتغال پایدار نشده که حتی منجر به ایجاد راههای جدید برای ورود نقدینگی به بازار و افزایش نرخ تورم در بخش‌هایی همچون مسکن و... گردیده است. این طرح‌ها عبارتند از:

* وام خود اشتغالی

* طرح ضربتی اشتغال (1381)،

* طرح بنگاههای زودبازده (1384) .

4- در سال جدید نیز طرح برداشت از صندوق توسعه ملی برای ایجاد اشتغال در مناطق روستایی مطرح شده است. پیش بینی می‏شود این طرح‌ها نیز به سبب عدم بازشناسی مزیت ها و عدم ساماندهی و آرایش مناسب بنگاه‌های کوچک و متوسط با شکست مواجه شوند.

5- چه باید کرد:

آسیب شناسی دلایل شکست طرح های پیشین

بازشناسی مزیتهای ملی

تمرکز بر چند مزیت اصلی و تعیین صنایع پیشران

ساماندهی زنجیره ارزش و حمایت از شکل گیری بنگاههای بزرگ حول مزیت های اصلی کشور

برقراری پیوند شبکه ای میان بنگاههای بزرگ با بنگاههای متوسط و کوچک

             
اصل مقاله - کلیک کنید

 مقدمه:
یکی از بزرگ‌ترین معضلات اقتصاد ایران که سطح رفاه (سطح درآمد و مصرف)، آرامش اجتماعی و ثبات سیاسی را رقم می‌زند، موضوع اشتغال است. این موضوع یکی از اصلی ترین مسائل استراتژیک ج.ا.ایران طی پنچ سال آتی محسوب می شود. در این مقاله به تبیین الزامات اشتغال پایدار و همچنین مروری به تجربه شکست پروژه‎های اشتغال زا که منابع فراوانی را به هدر داده است، پرداخته می شود.

 1-    الزامات اشتغال پایدار

هر گاه رشد اقتصادی درون زا باشد، اشتغال زایی مناسب و پایدار را بدست می دهد. اما این امر محتاج اتخاذ تدابیر ورعایت الزامات ذیل است:

بازشناسی مزیتهای ملی.

* تمرکز بر چند مزیت اصلی وتعیین صنایع پیشران.

* ساماندهی زنجیره ارزش و حمایت از شکل‏گیری بنگاههای بزرگ حول مزیت‏های اصلی کشور.

* برقراری پیوند شبکه ای میان بنگاههای بزرگ با بنگاههای متوسط و کوچک.

 

لازم بذکر است که برای افزایش رشد اقتصادی و بهبود اشتغال، تمامی الزامات مطروحه باید همراه، هماهنگ و همسو با یکدیگر مد نظر نخبگان سیاسی قرار گیرد. هر گاه تنها به یکی از محورهای مذکور توجه و تاکید گردد، راهگشا نخواهد بود. متاسفانه طی چند دهه گذشته، مشاهده شده است که نخبگان سیاسی کشور بدون توجه به الزامات مزبور و تنها با تاکید بر توجه به بنگاههای کوچک و متوسط و یا بنگاههای زودبازده، موضوع اشتغال را پیگیریکردهاند. این امر برغم آنکه تخصیص منابع فراوان داشته است، اما دارای کارکردها و اثر بخشی ها بسیار محدود ضعیت بوده است.

 تاسف دیگر اینستکه نخبگان سیاسی رفع مشکل بیکاری را عمدتاً از طریق تامین سرمایه جستجو میکنند. بدون تردید شرط لازم برای ایجاد اشتغال وجود سرمایه است، اما شرط کافی آن به الزامات چهارگانه، خصوصاً نحوه ساماندهی بنگاههای کوچک و متوسط با بنگاههای بزرگ بازگشت دارد. با مروری به سرنوشت طرح‌هایی که بدون توجه به الزامات مربوطه، در دستور کار قرار گرفته است، لازم و ضروری می باشد.

 

 2- بررسی 3طرح ناکام گذشته:

اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته، سه طرح مشابه(والبته با مراتب مختلف) را برای ایجاد اشتغال تجربه کرده است. این طرحها نه تنها منجر به اشتغال پایدار نشده که حتی منجر به ایجاد راههای جدید برای ورود نقدینگی به بازار و افزایش نرخ تورم در بخش‌هایی همچون مسکن و... گردیده است.

1-2- وام خوداشتغالی: برای پاسخ به ورود خیل جمعیت فعال به بازار کار کشور در دهه 1370 طرح اعطای وام خوداشتغالی به اجرا درآمد. هدف این طرح ایجاد اشتغال خویش‌فرما برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی کوچک و زودبازده بود. بر پایه این طرح به هر فرد متقاضی تا سقف 3 میلیون تومان وام کم‌ بهره اختصاص می‌یافت. در طول اجرای این طرح حداکثر 200 هزار متقاضی موفق به اخذ وام خوداشتغالی از بانک‌ها شدند. بررسی‌های صورت گرفته نشان از عدم تحقق اهداف مورد نظر طراحان داشت. بدین معنی که اکثر قریب به اتفاق وام‌ها صرف امور غیر از اشتغالزایی شده بود. لذا با انتشار این گزارش‌ها، روند اعطای وام خوداشتغالی متوقف شد.

2-2- طرح ضربتی اشتغال: در سال 1381، دولت با هدف ایجاد سریع فرصت‌های شغلی، طرح ضربتی اشتغال را ارائه نمود. بر پایه این طرح کارفرمایان با ارائه جواز کارگاه‌ها و فهرست کارگران تحت پوشش می‌توانستند به ازای جذب یک نیروی کار جدید تا سقف 3 میلیون تومان وام با بهره 4 درصد دریافت کنند و در ضمن از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما معاف شوند. این طرح با بودجه 900 میلیارد تومانی با هدف ایجاد 300 هزار شغل ضربتی به اجرا درآمد. گزارش عملکرد این طرح نیز نشان می‌داد که حداکثر تخصیص اعتبارات این طرح در بخش صنعت 30 درصد بوده و حدود 60 درصد به بخش خدمات تخصیص یافته بود. این طرح نیز بر اساس گزارشهای نظارتی، ناموفق ارزیابی شده است.

2-3- طرح بنگاه‌های زودبازده: در سال 1384 نیز با هدف ایجاد اشتغال در کشور، طرح توسعه بنگاه‌های زودبازده از طریق اعطای وام‌های ارزان قیمت در دستور کار قرار گرفت. بودجه این طرح بالغ بر 35 هزار میلیارد تومان بود و برای ایجاد یک میلیون و 200 هزار فرصت شغلی جدید در دستور کار قرار گرفت. در طول 3 سال نخست اجرای این طرح، معادل 22 هزار میلیارد تومان از سوی بانک‌ها پرداخت شد. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، طرح بنگاه‌های زودبازده را طرحی ناموفق معرفی کرد که بیش از 60 درصد منابع به انحراف رفته است. جمله آسیب‌های مهم طرح ارائه شده، رشد نقدینگی و ناپایداری شغل‌های ایجاد شده در این بنگاه‌ها بود.

2-4- طرح برداشت از صندوق توسعه ملی برای ایجاد اشتغال در مناطق روستایی: دولت یازدهم لایحه یک و نیم میلیون دلاری را با شعار حمایت از روستا و ایجاد اشتغال و کارآفرینی در آذرماه 95 به مجلس تقدیم نمود که این لایحه در اردیبهشت 96 مورد تصویب مجلس واقع شده و به صورت قانون برای اجرا به دولت ابلاغ شد. در این طرح، صندوق توسعه ملی به عنوان منبع تخصیص اعتبار معرفی شده که مورد انتقاد تعدادی از کارشناسان اقتصادی قرار گرفته است. در این طرح، عدم ارائه برنامه‌ دقیق برای برداشت اعتبارات و تبدیل ارز به ریال مواردی هستند که اساسنامه صندوق توسعه ملی را نقض می‌کنند. همچنین این طرح فاقد برنامه‌ریزی در رابطه با فراهم کردن زیرساخت‌های اشتغال است و مواردی از قبل نحوه‌ هزینه کرد، جامعه هدف، بازار لازم برای اشتغال و اینکه به چه نوع از فعالیت‌ها اختصاص خواهد یافت و چه دستگاه‌‏هایی باید پاسخگو باشند؛ موضوعاتی هستند که در این طرح مغفول مانده‌اند. و بنظر می‌رسد این موارد و بسیاری ایرادات دیگر باعث خواهد شد این طرح نیز به سرنوشت طرح های قبلی دچار شود و به نتیجه مطلوب منجر نگردد.

 

ارزیابی:

همانطور که مشاهده می شود، در این قبیل طرحها به مزیت ها و ساماندهی بنگاههای کوچک و متوسط توجهی نشده است. لذا بعد از مدتی تمامی طرحها به شکست انجامیدند. همچنین بانک‌های کشور نیز با کمبود اعتبار و کسری بودجه مواجه گردیدند.

طی سه دهه گذشته هزاران میلیارد ریال سرمایه‌گذاری برای ایجاد اشتغال صورت پذیرفته، اما دارای بازدهی مورد انتظار نبوده است. از آنجا که نسبت به آسیب شناسی روندهای پیشین، اقدام مناسب صورت نمی پذیرد، همواره نسخه‌های شکست خورده پیشین تجویز میشود.

 

چه باید کرد؟

با توجه روند متقاضیان جدید به بازارکار و افزایش نرخ بیکاری، دولت در پی اشتغال‌زایی 950-800 هزار نفری در هریک از سالهای آتی است.

* با توجه به ماهیت بیکاری در ایران، اتکا به طرحهای اشتغال ضربتی و زود بازده، اشتباه است. بلکه باید به پایداری اشتغال بیش از انجام طرحها توجه نموده تحقق اشتغال پایدار نیز تنها با رعایت الزامات چهارگانه ظهور و بروز پیدا می کند.

* تعدادی از بنگاههای بزرگ دارای کمبود سرمایه در گردش هستند و ظرفیت های خالی دارند. عدم توجه به چالشهای آنان موجب تعطیلی آنها و افزایش نیروهای بیکار می شود. بنابراین حفظ اشتغال در این بنگاهها با بهرهگیری از منابع موجود، بمراتب دارای اولویت بیشتر نسبت به انجام طرحهای زود بازده و ضربتی به امید اشتغال در آینده است.

کارکرد بنگاههای کوچک و متوسط در جهان دارای کارکردهای متفاوت نسبت به ایران هستند. ریشه اصلی این تفاوت، به نحوه ساماندهی بنگاههابازگشت دارد. بدین معنی که بنگاههای کوچک و متوسط در کشورهای پیشرفته عمدتاً در ذیل بنگاههای بزرگ و حول مزیت های اصلی کشور فعالیت میکنند. بعنوان نمونه کشور کره جنوبی مزیت های اصلی خود را حول فولاد، خودرو سازی، پتروشیمی ، ماشین آلات صنعتی، کشتی سازی، الکترونیک و ارتباطات تعریف کرده و بنگاههای بزرگ ذیل آنها فعالیت میکنند. بنگاههای کوچک و متوسط نیز در ذیل بنگاههای بزرگ فعالیت می نمایند. نکته بسیار مهم در کره اینستکه حدود75 درصد بنگاههای کوچک و متوسط، حول فعالیتهای مزیت دار کشور و در پیوند شبکهای با بنگاههای بزرگ فعالیت می کنند. این امر به پایداری بنگاههای مزبور و اشتغال منجر شده و ضریب مقاوم سازی اقتصاد ملی را بهبود بخشیده است.

 
۷۷۰

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.