سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی (corporate venture capital)

گروه مشاوران مدیریت و مطالعات راهبردی تدبیر  ۱۳۹۷/۱۲/۰۴
سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی (corporate venture capital)

 

 در گزارش حاضر، به بررسی مفهوم سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی (corporate venture capital) خواهیم پرداخت، همچنین تفاوت این نوع سرمایه‌گذاری با سرمایه‌گذاری خطر پذیر (VC) و اهدافی که شرکت‌ها در این نوع از سرمایه‌گذاری در پی رسیدن به آن هستند مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مقدمه

سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی که در مالکیت شرکت‌های کوچکی که سهام آن‌ها در بازار بورس عرضه نشده است، تنها به افراد سرمایه‌گذار و مؤسسه‌های مالی محدود نیست؛ بلکه شرکت‌های غیرمالی نیز در این زمینه وارد می‌شوند. پیش از این نیز شرکت‌ها در شرکت‌های عرضه‌کننده، مشتری و رقیب سرمایه‌گذاری می‌کردند تا از این راه روابط تجاری خود را گسترش دهند یا عرصه را بر فعالیت رقبا تنگ کنند.
این‌گونه تأمین مالی را سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی مستقیم می‌نامند که با سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی غیرمستقیم (که از راه تأمین مالی مؤسسه‌های خطر پذیر رسمی است) متفاوت است. اما شواهد نشان می‌دهد که اهمیت سرمایه‌گذاری خطرپذیر مستقیم شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری‌های غیرمستقیم آن‌ها بسیار بیشتر است. هم شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هم شرکت‌های سرمایه‌پذیر، منافعی به دست می‌آورند که مهر تأییدی بر اهمیت این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها است.

اهمیت سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی

اما اهداف این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها در هر یک از این موارد متفاوت است. شروع، گسترش یا بهبود روابط با مشتریان، عرضه‌کنندگان یا حتی رقبا، می‌تواند انگیزه باشد. یکی دیگر از انگیزه‌های مطرح، گسترش دانش شرکت درباره فناوری‌های نوین یا دسترسی به آن‌ها یا بخشی از راهبرد ایجاد تنوع در محصولات نوین است. در واقع، سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی در صنایع با فناوری بالا با هدف باز شدن پنجره‌ای به سمت فناوری‌های آینده انجام می‌گیرد.

منافع سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی

در صنایعی که نوآوری امری حیاتی برای کسب مزیت رقابتی است، ترکیب پورتفوی نوآوری شرکت‌ها به عنوان متغیر کلیدی است که بر تصمیمات مدیران در زمینه اتخاذ فناوری‌های خارجی تأثیر می‌گذارد. برخی از فناوری‌ها از طریق تحت لیسانس قرار دادن می‌توانند کسب شوند. لذا یکی از منافعی که شرکت‌های سرمایه‌گذار کسب می‌کنند کسب و توسعه قابلیت‌های فناورانه خواهد بود. از طرفی دیگر برخی محققان بر این قضیه اتفاق نظر دارند که سرریزهای فناورانه (technology spillovers) و عایدی‌های سرمایه‌ای از طریق سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی به دست می‌آید (kang & nada, 2014).

دلیل سوم سرمایه‌گذاری، انگیزه اقتصادی و مالی است؛ هرچند، شواهد نشان می‌دهد که این انگیزه از اهمیت کمتری برخوردار است. منافع شرکت دریافت‌کننده نیز به سرمایه بیشتر محدود نمی‌شود. کمک‌های مدیریتی، هم‌افزایی میان بخش‌های تحقیقاتی، تماس‌های تجاری و ثبات بلندمدت تقاضا نیز از منافع این‌گونه شرکت‌ها است.

در بعضی از کشورها (مانند ژاپن)، اطمینان مالی یکی دیگر از منافع ممکن است. این منافع زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار است که شرکت دریافت‌‎کننده کوچک باشد و از این راه منابع مالی را از شرکت بزرگ‌تری تأمین کند. اما این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها نیز ایرادهایی دارد. مثلاً این خطر هست که تفاوت فرهنگی و سازمانی شرکت کوچک و شرکت بزرگ، فرآیند تصمیم‌گیری را با مانع مواجه کند. در حوزه همکاری‌های بین شرکتی و پیمان‌های استراتژیک خطرات دیگری هم وجود دارد که در این مورد نیز، می‌تواند درست باشد.

خطرات سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی

موارد زیر، نمونه‌هایی از خطرات احتمالی این‌گونه همکاری‌ها است (باقری و محبوبی، ۱۳۸۳):
:small_red_triangle_down:یکی از طرفین می‌ترسد که توانایی‌های خود را از دست بدهد
:small_red_triangle_down:ممکن است حقوق مالکیت معنوی آسیب ببیند
:small_red_triangle_down:این رابطه شاید مانع از سایر روابط شود
:small_red_triangle_down:حفظ رابطه، خواهان منابعی است که شاید برای شرکت کوچک فراهم نباشد

روند سرمایه‌گذاری

تحلیل روند نیاز به درک عمیقی از تفاوت میان سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل (Independent Venture Capitalists) و شرکتی دارد. تمامی روندهای تأمین سرمایه سرمایه‌گذاری‌های خطر پذیر به طور کلی می‌تواند به دو مرحله تقسیم شوند: مرحله پیش از سرمایه‌گذاری (Pre-Investment) و مرحله پسا سرمایه‌گذاری (Post-Investment). مخصوصاً در مورد سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل، منابع اولیه تأمین سرمایه قبل از این مراحل است. شکل زیر مرور اجمالی بر چرخه سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل است.

سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی (corporate venture capital)

سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی
شکل ۱:چرخه تأمین سرمایه سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی؛ (Brinkrolf, 2002)

مراحل پیش سرمایه گذاری

شمای کلی روند تأمین سرمایه سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی در ادبیات موجود، کمی متفاوت است ولی معمولاً در مرحله پیش سرمایه‌گذاری شامل ۵ نوبت و فعالیت است (Maula & Murray, 2017):
منابع یابی (Deal Sourcing) : این مرحله شامل جستجو و گردآوری برنامه‌ها و طرح‌های کسب و کار است
غربال‌گری (Screening) : یک ارزیابی خلاصه و کلی از طرح کسب و کار شامل مشخصه‌های بازار، محصول و انتظارات از گردش‌های مالی و سودآوری تهیه می‌گردد
بررسی ویژه (Due diligence) : تحلیل عمقی از مدل کسب و کار و تیم بنیان‌گذاران به همراه بررسی ویژه مالی با جزییات کامل
تصمیم‌گیری (Desicion making) : ایجاد یک پیشنهاد سرمایه‌گذاری که شامل جزییات ارزش‌گذاری، مقدار سهم، مدل مالی و تجهیزات و حقوق کنترلی است
بستن قرارداد (Deal closing) : در این مرحله سرمایه‌گذاری به‌صورت رسمی اعمال می‌شود. بخش پسا سرمایه‌گذاری به طورکلی شامل ۲ مرحله است. ابتدا تعامل و نظارت که به آن حمایت کسب و کار کارآفرینانه هم گفته می‌شود و دوم مرحله خروج یا واگذاری

حفظ ارتباطات

معمولاً سرمایه‌گذاران خطر پذیر همکاری نزدیکی با شرکت‌های پورتفوی خود دارند تا عملکرد و درنتیجه آن، ارزش شرکت را بالا ببرند. ترکیب حمایت مدیریتی و سرمایه مشخصه حیاتی سرمایه‌گذاران در بخش سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی است و عبارت سرمایه‌گذاری هوشمند را شکل می‌دهد. در عمل، شدت و مقدار حمایت مدیریتی میان سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل، متفاوت است. تعامل با استارت آپ از طریق رویکرد نظارتی صورت می‌گیرد و توسعه سرمایه‌گذاری را کنترل می‌کند.

خروج از سرمایه گذاری

خروج از یک سرمایه‌گذاری کسب و کار کارآفرینانه یک مرحله حیاتی برای این سرمایه‌گذاران مستقل است زیرا در خلال دوره نسبتاً کوتاه و محدود حمایت (حدود ۵ سال) تأمین سرمایه سرمایه‌گذاری‌های خطر پذیر هیچ بهره یا سود توزیع‌شده یا توزیع نشده‌ای از سهام به دست نمی‌آید. بنابراین، ایجاد ارزش کلی برای سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل از طریق فروش سهام در شرکت حاصل می‌شود (Poser, 2012). حالات خروج ارائه شده در پایین رایج‌ترین‌ها در قراردادهای سرمایه‌گذاری خطر پذیر است.

عرضه اولیه سهام (Initial public offering IPO) : فروش سهام سرمایه پذیر شرکت بازار بورس
بازخرید / خرید سهم مدیریت (Buyback / Management Buy Out MBO) : خریداری دوباره سهام توسط تیم مدیریت یا بنیان‌گذاران
فروش تجاری (Trade sale) : فروش سهام به یک سرمایه‌گذار صنعتی یا شرکت دیگر
فروش ثانویه : فروش به یک سرمایه‌گذار مالی
انحلال (Liquidation) : استهلاک (Write-Off) و یا اتمام سرمایه‌گذاری
قبل از این مرحله‌های توصیف‌شده سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل می‌بایست اعانه جمع‌آوری کنند. تأمین‌های مالی معمولاً از طریق افراد ثروتمند و همچنین مؤسسات سرمایه‌گذاری مانند صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های بیمه بالاتر می‌رود که امر مختص ایالات متحده است.

سرمایه‌گذاری شرکتی و سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی

بعد از بحث در مورد مفاهیم سرمایه‌گذاری خطر پذیر و کارآفرینی، این بخش به تعریف و تفاوت‌های هدف اصلی تحلیل که همان سرمایه‌گذاری خطر پذیر و سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی می‌پردازد. در ادامه، راهبردهای سرمایه‌گذاری، اهداف و فلسفه آن تحلیل و یک چارچوب هدف با جزییات توسعه داده می‌شود. مضافاً، ارتباط فلسفه سرمایه‌گذاری کلی و جامع و راهبردهای سهامداران متناظر به بحث گمارده می‌شود. همان‌طور که در ادامه بحث مشخص خواهد شد، هم ترازی منافع در موضوع سرمایه‌گذاری شرکتی بحثی حیاتی است. در نهایت، یک توصیفی از روند سرمایه‌گذاری و پیکربندی اصلی آن ارائه می‌شود.

مطالعات آکادمیک

مطالعات دانشگاهی تعاریف گوناگونی برای سرمایه‌گذاری شرکتی و سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی ارائه می‌کنند. اغلب این کلمات به‌عنوان مترادف هم قابل‌استفاده هستند. محققین پیشرو در این حوزه مانند دوشینسکی (۲۰۰۵ و ۲۰۰۶)، مآاولا (۲۰۰۱)، کیل (۲۰۰۰ و ۲۰۰۴) و چسبروگ (۲۰۰۲) از دسته‌بندی زیر استفاده می‌کنند:
عبارت جامع در برگیرنده فعالیت‌های کارآفرینانه سرمایه‌گذاری شرکتی است. در این حوزه سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی قابل‌تمایز هستند. تلاش‌های داخلی و خارجی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند (کیل، ۲۰۰۴، ص. ۸۰۹). در حالی که سرمایه‌گذاری شرکتی داخلی به معنی تأمین سرمایه و در بعضی مواقع بنیان نهادن کسب و کارهایی در حدود شرکت است، سرمایه‌گذاری شرکتی خارجی شامل تمام فعالیت‌های کارآفرینانه در خارج این حدود است.
سرمایه‌گذاری شرکتی داخلی معمولاً به‌عنوان یک ابزار در نظر گرفته می‌شود تا کارمندان با پتانسیل بالا و کاردانی آن‌ها حفظ گردد (وبر، ۲۰۰۵، ص. ۴۰). سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی بخشی از سرمایه‌گذاری شرکتی خارجی است. سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی به‌عنوان شرکت‌های سرمایه‌ای تلقی می‌شوند که مستقیماً در استارت آپ‌ها، چه استارت آپ‌های متعلق به خودشان و چه در اتحادیه سرمایه‌گذاران، سرمایه‌گذاری می‌کنند (MacMillan, Roberts, & Wang, 2008). این امر می‌تواند از طرق تأمین سرمایه‌های شخص ثالث (Third party funds)، بودجه‌های تخصیص ‌یافته و تأمین مالی خود مدیریتی (Self-managed) صورت پذیرد.
واحدهای جداگانه‌ای که به آن‌ها واحدهای سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی گفته می‌شود، معمولاً به‌صورت سرمایه‌گذاری‌های خود مدیریتی فعالیت می‌کنند. سرمایه‌گذاری‌های از طریق تأمین مالی‌های خود مدیریتی، سرمایه‌گذاری‌های مستقیم نام‌گذاری می‌شوند. تأمین مالی‌های شخص ثالث و تخصیص‌یافته به‌عنوان سرمایه‌گذاری‌های غیرمستقیم انگاشت می‌شوند زیرا توسط سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل تأمین می‌گردند.

تامین مالی شخص ثالث

شرکت‌ها می‌توانند هم از یک تأمین مالی شخص ثالث بهره ببرند و هم می‌توانند از بودجه تخصیص‌یافته توسط تأمین مالی سرمایه‌گذاری خطر پذیر مستقل که منحصراً در راستای منافع شرکت است، بهره ببرند. سرمایه‌گذاری‌های غیرمستقیم کنترل کمی بر روی سرمایه‌گذاری را با خود به همراه دارد. سرمایه‌گذاری‌های مستقیم و غیرمستقیم به طور کامل جدا از هم و قابل‌تفکیک نیستند. بعضی از واحدهای سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی این دو روش را باهم ترکیب می‌کنند.

دسته بندی سرمایه‌گذاری

شووین (۱۹۹۶، ص. ۱۲۴) سه دسته جداگانه‌ای از سرمایه‌گذاری مستقیم یا تأمین مالی خود مدیریتی را معرفی می‌کند:

الف- پرورش کسب و کار (Venture nurturing) که بیانگر سرمایه‌گذاری هوشمند است. بنگاه‌های پورتفوی حمایت مدیریتی بیشتری در بخش بازاریابی، تولید و تحقیق دریافت می‌کنند و درون شرکت مادر توسعه می‌یابند (رابرتز، ۱۹۸۰، ص. ۱۳۵؛ شووین، ۱۹۹۶، ص. ۱۲۵).

ب- شرکت‌های زایشی (Venture spin offs) بنگاه‌های تازه تأسیس هستند که بر اساس ایده‌ها و فناوری‌های شرکت مادر که در راستای راهبرد شرکت نیست، بنیان می‌شوند و ریسک‌های بالایی داشته و خارج از حدود شرکت توسعه می‌یابند (رابرتز، ۱۹۸۰، ص. ۱۳۵؛ شووین، ۱۹۹۶، ص. ۱۲۷). این روش با دیگر شکل‌های سرمایه‌گذاری مستقیم تفاوت قابل‌توجهی دارد زیرا هدفش انتقال ایده‌ها و فناوری‌های خارجی به درون شرکت نیست و به دنبال اجرای آن در خارج از شرکت است (شووین، ۱۹۹۶، ص. ۱۲۷).

ج- در شکل سوم، سرمایه‌گذاری مشترک به شکل جدید (New-style joint venture) شرکت‌های بزرگ یک بنگاه جدید ایجاد می‌کنند که تجارتخانه بسیار کوچک‌تری دارد. این تجارتخانه‌های کوچک فناوری‌ها، انعطاف‌پذیری و اشتیاق بیشتری به ارمغان می‌آورند در حالی که شرکت مسیرهای توزیع، ظرفیت تولید و دیگر خدمات را فراهم می‌سازد (رابرتز، ۱۹۸۰، ص.۱۳۶؛ شووین، ۱۹۹۶، ص. ۱۲۹). مشابه پرورش کسب و کار، هدف غایی ایجاد همخوانی‌هایی بر اساس مکمل‌های منبع این تجارتخانه‌هاست (شووین، ۱۹۹۶، ص. ۱۳۰).

در تضاد با دیگر شکل‌های سرمایه‌گذاری مستقیم، یک حجم سرمایه‌گذاری بالا و بلندمدت سرمایه‌گذاری‌های مشترک با مدل جدید را توصیف می‌کند. دیگر شکل‌های سرمایه‌گذاری شرکتی خارجی شامل اتحادهای سرمایه‌گذاری مانند اتحادهای غیر سرمایه‌ای ، سرمایه‌گذاری‌های اقلیتی مستقیم و سرمایه‌گذاری‌های مشترک و همچنین ترتیبات تحولی مانند اکتساب‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مشترک است (مآاولا، ۲۰۰۱، ص. ۲۲).
این تحقیق بر روی سرمایه‌گذاری شرکتی خارجی به نام واحدهای سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی تمرکز دارد و مانند اکثر محققین و دیگر دانشمندان این حوزه از واژه سرمایه‌گذاری شرکتی به‌جای فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی استفاده می‌نماید (مک نالی، ۱۹۹۷، ص. ۳۹). فعالیت‌های سرمایه‌گذاری داخلی، اتحادهای سرمایه‌گذاری و کسب و کار، ترتیبات تحولی، سرمایه‌گذاری‌های خطر پذیر شرکتی غیرمستقیم و سرمایه‌گذاری‌های خطر پذیر توسط شرکت‌های مالی و سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقل خارج از بحث این تحقیق هستند.

جمع‌بندی

به ‌منظور جمع‌بندی، سرمایه‌گذاری شرکتی خارجی نوعی همکاری‌های درون بنگاهی است که کمک می‌کند تا بر فرهنگ غیر کارآفرینانه شرکت‌های بزرگ فائق شویم (اشپیگل و همکاران، ۱۹۹۸، ص. ۲۳۴). واحدهای سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی، شرکت‌های تابعه شرکت‌های غیرمالی هستند که بر روی سرمایه‌گذاری‌های راهبردی در کنار فناوری‌ها و کسب و کار اصلی شرکت مادر و یا سرمایه‌گذاری‌هایی که هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و مزایای فراوانی به همراه دارد، تمرکز می‌کنند.
این‌ها واسطه‌هایی از شرکت‌های غیرمالی هستند (مآاولا، ۲۰۱۱، ص. ۶) که در نقش میانجی و دلال میان شرکت پورتفوی و واحدهای کسب و کار مربوطه در بنگاه تجاری مادر ایفای نقش می‌کنند (کاوین و مایلز، ۲۰۰۷، ص. ۱۸۵)؛ بنابراین، شبکه‌بندی بین سازمانی و درون‌سازمانی به‌شدت درگیر است (وبر، ۲۰۰۷، ص.۱۸۳). سرمایه‌گذاران خطر پذیر شرکتی ساختار و انگیزش‌ سازمان‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر مستقل را تقلید می‌کنند (کیل، ۲۰۰۴، ص. ۸۱۰). گرافیکی از این دسته‌بندی رایج در شکل زیر مشاهده می‌شود.

سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی

شکل ۲: سلسله‌مراتب در کارآفرینی شرکتی؛ (Chua, Chrisman, & Sharma, 1999)

نتیجه‌گیری

در این گزارش مروری بر ادبیات سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی(CVC) پرداخته شد. همان‌گونه که مطرح گردید، سرمایه‌گذاری خطر پذیر در مالکیت شرکت‌های کوچکی که سهام آن‌ها در بازار بورس عرضه نشده است، تنها به افراد سرمایه‌گذار و مؤسسه‌های مالی محدود نیست؛ بلکه شرکت‌های غیرمالی نیز در این زمینه وارد می‌شوند.
پیش از این نیز شرکت‌ها در شرکت‌های عرضه‌کننده، مشتری و رقیب سرمایه‌گذاری می‌کردند تا از این راه روابط تجاری خود را گسترش دهند یا عرصه را بر فعالیت رقبا تنگ کنند. در سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی ( به ویژه در نوع مستقیم آن)، هم شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هم شرکت‌های سرمایه‌پذیر، منافعی به دست می‌آورند که مهر تأییدی بر اهمیت شروع، گسترش یا بهبود روابط با مشتریان، عرضه‌کنندگان یا حتی رقبا، می‌تواند یکی از انگیزه‌ها باشد. یکی دیگر از انگیزه‌های مطرح، گسترش دانش شرکت درباره فناوری‌های نوین یا دسترسی به آن‌ها یا بخشی از راهبرد ایجاد تنوع در محصولات نوین است.
در واقع، سرمایه‌گذاری خطر پذیر شرکتی در صنایع با فناوری بالا با هدف کسب پنجره‌ای به سمت فناوری‌های آینده انجام می‌گیرد. در صنایعی که نوآوری امری حیاتی برای کسب مزیت رقابتی است، ترکیب پورتفوی نوآوری شرکت‌ها به عنوان متغیر کلیدی است که بر تصمیمات مدیران در زمینه اتخاذ فناوری‌های خارجی تأثیر می‌گذارد.

 

این مقاله توسط گروه پژوهشگران TCG جهت انتشار در سایت ناظر اقتصاد تهیه گردیده است.   

۴۷۸

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.